محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
137
اكسير اعظم ( فارسى )
سر در هواى بارد يا انداختن آب بر سر اتفاق شده بود سبب او تولد حرارت ساذج باشد . و اگر بعد زكام بيان كند سببش حبس زكام باشد و اين بيشتر از خوردن اشياى حاره يابسه در ابتداى زكام عارض مىشود علاج در قسم اول فصد سر رو و بعد دو سه روز رگ پيشانى يا صدغين گشايند پس به خاريدن اندرون بينى از چيزى خشن رعاف آورند يا حجامت پس سر نمايند و تليين طبع به ملينات مناسبه مثل شيرخشت و ترنجبين به آب انارين و تمر هندى و آلو و مانند آن كنند و ماء الجبن بسيار نافع است . و مبردات كه در علاج امراض دماغى حار و بخارى و صداع حار و بخارى مذكور شد به كار برند و كافور و صندل و سركه ببويند و ديگر شمومات بارد به عمل آرند . و براى جذب اخلاط و ابخره به سوى اسفل ساقين بندند و قدمين بمالند و حجامت بى شرط بر فخذين و ساقين نمايند و يا بعد فصد يا ترعيف شربت ليموى و نيلوفر هر واحد يك و نيم توله در عرق بيد ساده و گلاب و عرق بيدمشك هر يك پنج توله حل كرده بنوشند . و از سركه و گلاب و شير زنان هر يك نه ماشه تخم كاهو گشنيز خشك حضض مكى صندل سفيد هر يك سه ماشه سوده آميخته لخلخه سازند و به شير زن و روغن كدو و كاهو هر يك سه ماشه كافور يك ماشه حل كرده سعوط سازند به كرات و به مرات و غذا آش جو به شربت بنفشه و گلاب و بيدمشك و يا اسفاناخ يا خرفه يا مزورات حامضه از انار و تمر هندى و آلو . و اگر از اين تدبير زائل نشود رگ بينى زنند و مسهل صفرا دهند و تمر هندى نوشته كه در اين مرض تجربه كردم سعوط طباشير معمول از طباشير و افيون و زعفران و شكر مصرى كه در شير زنان شياف ساخته خشك كرده به شير مذكور يا روغن گل يا روغن بنفشه حل كرده استعمال نمايند . و ايضا بگيرند خسته خرما و بر سنگ به آب سوده در منخر جانب درد سه روز متواتر بچكانند كه مجرب است و كماد معمول از آرد جو و خطمى و صندل سفيد و گل سرخ مساوى كوفته به گلاب و سركه و روغن گل سرشته نيم گرم استعمال نمايند . و اگر كهنه گردد از بابونه و مرزنجوش مطبوخ تكميد كنند و به طلاى معمول از صندلين و تخم كاهو و گل سرخ و نيلوفر هر يك يك درم شياف ماميثا دو درم افيون پوست خشخاش هر يك يك مثقال به گلاب يا آب عنب الثعلب و گشنيز سبز طلا سازند و طلاى لازق نيز مفيد است . و گويند كه آب سرد بر آنجا بفاصله دو سه وجب بكثرت ريختن رافع اين درد است و همچنين چسپانيدن يك عدد زلو ميان هر دو ابرو و اين لخلخله در اين باب از مجربات نوشته نوشادر كانى مصعد سه ماشه كافور يك ماشه در عرق نعناع دو توله روغن ياسمين يك و نيم توله آميخته به كار برند . طبرى گويد كه ترعيف و فصد هر دو قيفان به عمل آرند و امر بپرهيز از هر چيز سواى مزورات معمول به سركه و شكر نمايند و سركه و كافور ببويانند و امر بماليدن پايها و بستن ساقين كنند . و اگر اين تدبير كفايت نكند حقنههاى لينه مذكور در امراض حاره به مثل چغندر و حسك و بابونه و عناب و سپستان و بزر كتان و سبوس و جو و مانند آن به عمل آرند و ادويه كه معده را گرم كند اصلا ندهند . و اين مرض ابو جعفر كرخى را در عراق عارض شد و علاج به ايارجات و اشياى حاره نسخه كردند و كار عظيم گرديد چنان كه بر گشادن چشم و نظر به روشنى قدرت نداشت پس ابن سيار معالجه با ضد او علاج مذكور از نوشانيدن ماء الشعير و فصد سررو و استعمال حقنه لين و دلك قدمين و بستن ساقين نمود و مرض زائل شد بعد از آن رساله در اين مرض تصنيف كرد و در آن رساله ذكر كرده كه اين علت در حران بسيار حادث مىشود و آن را عصابه گويند . و اين مرض در رى به شخصى از اجله كبار پيدا شد و اطبا گمان كردند كه نزول الماء مع صداع است و شريانهاى او قطع كردند و داغ نهادند تا آنكه بصر چشم او زائل شد بعد شخصى قدح او نمود و بالكل نابينا ساخت . و زنى را اين علت در رى عارض گرديد و شخصى به تضميد صدقين به ضمادى كه در آن افيون بود ايما كرد پس موضع خدر شد و ماده در آن منجمد گرديد و در زبان آن ثقل و در چشم آن ظلمت پيدا شد و دائم بر رو افتاده مىماند و طبيبى به قطع شريان اشاره مىنمود و من شناختم كه اين عصابه است و علاجش به ترعيف و حل طبيعت به حقنههاى لينه و شدّ ساقين و دلك قدمين و شرب ماء الشعير است پس آن زن اين تدبير نمود و مرض زائل شد . و اگر مرض متعسر گردد و احتياج به ضمادات محلله افتد واجب است كه ضماد از بنفشه و نيلوفر و خطمى و آرد جو و برگ خبازى و برگ اسپغول و مانند آن سازند . و گويند كه در غذاى صاحب اين مرض گشنيز زياد اندازند و از جمله اغذيه مبخره مسخنه پرهيز كنند و در قسم دوم يعنى آنكه از تولد ماده بود مبردات مذكوره دهند و تفتيح مسام از خارج و تليين طبع به دستور نمايند و كافور سوده به روغن گل آميخته در بينى چكانيدن مجرب و معمول است . و كذلك ضماد برگ كاسنى تازه . و گويند كه طلا بكافور و يا شياف ماميثا و حضض و تخم كاهو و بزر البنج و افيون نرم سوده با سركه و گلاب سرشته و آشاميدن شيره تخم خيارين تخم خرفه و گشنيز خشك با شربت بنفشه هر صبح و خوردن اطريفل گشنيزى هر شب وقت خواب به آب گرم نافع است و اين نوعى از صداع شمسى است . و علاج اين صداع آن است كه در صداع حارساذج مسطور شد و آنجا كه از احتباس زكام بود تدبيرش به علاج زكام حار نمايند و از ادويه و اغذيه مسخنه احتراز كنند و قطور كافور در روغن گل در اينجا نيز خيلى سودمند است . و اگر حاجت تنقيه باشد و در مزاج زياده حرارت نبود خبازى پنج ماشه سپستان نه دانه اصل السوس پنج ماشه پرسياوشان هفت ماشه